نترس
زيرا كه من بهای آزادی تو را پرداختم .
من تو را به نام صدا زده ام .
تو مال من هستی
هنگامي كه از آبهاي عميق عبور ميكني ، من مراقب تو هستم .
هنگامي كه سيل مشكلات بر تو هجوم بياورد ، نخواهم گذاشت كه غرق بشوي .
هنگامي كه از ميان شعله هاي تباهي عبور ميكني شعله هاي آن تو را نخواهد سوازند .
زيرا من فرشته مقدس و نگهبان همیشگی تو از طرف خالقت هستم .
تمام دنيا را فداي تو ميكنم
زيرا تو براي من گرانبها و عزيز هستي
تو را دوست دارم .
- باید همواره و به خصوص در زمان رفتار تنبیهی، به او بفهمانید و در عمل نشان دهید که مانند همیشه دوستش دارید. ولی آن «رفتار» بهخصوص او را دوست نداشتهاید؛ پس اگر به دلیل رفتار ناپسندش میخواهید او را از تماشای تلویزیون محروم کنید، بهطور حتم مودبانه و به آرامی بگویید:
«خیلی متاسفم که نمیتوانم بگذارم تلویزیون ببینی»
2 - در فرصتهای مناسب و با عطوفت به او بگویید که کدامیک از کارها و رفتار او را نمیپسندید و کدامها را درست و پسندیده میدانید؛ آنگاه از خودش بخواهید که بگوید دربارهی «تغییر رفتار ناپسندش» چه پیشنهادی دارد و چهطور میتواند این کار را عملی کند.
3- شما الگوی کاملی برای بچهها هستید؛ بنابراین هر لحظه و هر زمان مواظب کارها، رفتار، گفتار و عقاید خود باشید.
فرزندان در آینده هر چه بشوند، نتیجهای مستقیم از رفتار و کردار گذشته و حال خود شما خواهند بود و در این باره مسوولیت، بهطور کامل با شماست و نه هیچکس دیگر، حتی خودش.
4 - انتظارها و رفتار خود را متناسب با سن بچهها تنظیم و تثبیت کنید. به عنوان نمونه، از نوجوان خود باید انتظاری متفاوت از دیگر بچههای بزرگتر یا کوچکتر خود داشته باشید و احترامی متناسب با سن و شان او نشان دهید؛ اگر چه این احترام باید نسبت به بچههای کوچکتر هم وجود داشته باشد.
5 - وقتی متوجه شدید که فرزندتان برای جلب توجه شما و دریافت «توجه منفی» کار نامناسب یا حرکت نادرستی میکند، در آن لحظه به هیچوجه به او توجه نکنید و بیاعتنا بمانید؛ اما مراقب باشید که به محض نشان دادن رفتاری مثبت، صددرصد به او محبت و توجه کنید.
6- بسیاری از پدران و مادران تصور میکنند که به دلیل رفتار نامناسب بچههاست که کنترل خود را از دست داده و به اصطلاح از کوره در رفتهاند؛ این تلقی اشتباهی است؛ چرا که در واقع به این دلیل عصبانی شدهاید که کنترلی بر رفتار خود ندارید و سررشتهی عملکردتان در دست خودتان نیست.
در لحظههای عصبانیت، دوستانه و بدون ابراز هر گونه خشم و عصبانیت در رفتار یا چهره، بیدرنگ محل را ترک کنید، نوشیدنی خنکی بیاشامید، نفس عمیقی بکشید و با خودتان در این باره صحبت کنید که چگونه میتوانید ناراحتی، خشم و عصبانیت خویش را نشان ندهید.
این یک اصل کلی و دائمی است که: «اگر کنترل خود را در دست خود نداشته باشید، فرزندتان به سرعت کنترل رفتار شما را به دست خواهد گرفت و از این بازی (عصبانی کردن شما)، لذت خواهد برد.» بنابراین، مرتب سعی خواهد کرد شما را در این چاله بیندازد تا سرانجام در برابر او تسلیم شوید.
7 - تغییر رویهی فرزند شما، همزمان با تغییر رفتارهای شما، اما به شیوههایی که در بالا گفته شد، به تدریج صورت گرفته و به طور قطع، تغییر خواهد کرد؛ اما این روند، یک شبه نیست و احتیاج به صبر، حوصله، گذر زمان و داشتن نقشه و برنامه از سوی شما دارد. جلسههای خانوادگی داشته باشید و با همدیگر مدام گفتگو کنید. در کلاسهای «موثرسازی پدر و مادر» که از سوی مشاوران روان کاو تشکیل میشود، حضور یابید و روشهای جدید تربیتی را بیاموزید.
باسلام
این مطلب رو جایی دیدم خوشم اومد گذاشتمش توی وبم ...
دنیای بچگی خیلی قشنگه دنیای بی خیالی که تا چشم به هم میزنیم تموم شده گر چه بچه های امروز به نظر میاد مدت بیشتری تو بچگی میمونن اما نسل ما خیلی زود مجبور شد بزرگ بشه
بچه ها هم تفاوت های زیادی با هم دارن حتی بچه هایی که تو یه خونه به دنیا میان بعضی هاشون خیلی ضعیفن بعضی ها خیلی نازک نارنجی اند بعضی ها هم خیلی قوی هستن به نظر من این بستگی به موقعیت بچه تو بدنیا اومدن داره اما چیزی که تقریبا" بیشتر مواقع می بینیم اینه که بچه های وسط تو خانواده ها قوی تر از بچه های اول و آخر هستن مخصوصا" بچه های دوم خانواده
اما هر چی که باشه دنیای بچه ها خیلی ساده و بی شیله پیله است که دلمون براش تنگ میشه
در دنیای بچه ها هر کی زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولی در دنیای بزرگتر ها هر کی زودتر بگه دوستت دارم بازنده است.
پیش بچه ها دروغگو دشمن خداست ولی پیش بزرگتر ها دروغ مصلحت امیز اشکالی نداره .
بچه ها خیلی راحت نشون می دن که دوست دارن همیشه با کی باشن و از کی بدشون می اد ولی بزرگتر ها در بعضی مواقع کسانی رو که دوست دارن پیش اونها باشن خرد می کنن و برای حفظ منافع با کسی می رن که می دونن از اون بدشون می اد .
بچه ها حتی با گرفتن یک توپ یا سیب خوشحال می شن ولی بعضی مواقع اگه دنیا رو به بزرگتر ها بدی لذت زیادی نمی برن .
بچه ها در عالم خودشون سرشون بره حرفشون نمی ره و بعضی از بزرگتر ها حرف 5 دقیقه قبل رو گویا تکذیب می کنن .
بچه ها خدا رو مهربونترین و دوست داشتنی ترین و بهترین می دونن ولی بزرگتر ها البته گاهی خدا رو بی رحم می دونن.
هر چي نشستم فكر كردم امروز چيزي برا نوشتن يادم نيومد ، بنابريان تصميم گرفتم چند تا لالايي از يه كتاب برادخترم بزارم ...
لا لا لا لا گل بادوم
لالا مي گم بخواب آروم
اگه بالش برات سفته
بذار سر روي اين زانوم
اگه جات سرده يا تنگه
به روي سينه ام جا هست
اگه من هم كم آوردم
دو تا دستهاي با با هست
لا لا لا لا گل رعنا
بخند اي غنچه زيبا
بدون رنگ و بوي گل
نداره زندگي معنا
گل مامان و بابا باش
كه ما پروانه ات باشيم
بگرديم دور تو هر روز
هواي خانه ات باشيم
لالا لا لا گل گلدون
لا لا كن با لب خندون
الهي خالي از لبخند
نشه يك لحظه لب هامون
شبها وقتي كه ميخوابي
مي آد بالا سرت بابا
مي چينه از گل رويت
يه دونه غنچه زيبا
لا لا لا گل صد پر
توي لونه دو تا كفتر
يكي ماده ست يكي هم نر
مي شن با هم زن و شوهر
دو تا تخم سفيد دارن
كه ني ني كفتره توشون
ميگن بق بق بقو تا زود
بيان از توي تخم بيرون
لالا لا گل چايي
تو ني ني خوشگل مايي
چه شيريني ! عزيز من
مگه قند و مربايي
به زنبور عسل گفته م
نياد اينجا گلم خوابه
اگه ويز ويز كنه امشب
گلم راحت نميخوابه
برگرفته از كتاب لالاي هاي ني ني كوچولو ، نوشته ناصر كشاورز
ني ني خوشگلم اگه زودتر بيايي و مامانو از تنهايي در بياري مامان تا خود صبح حاضره برات از اين لالاييها بخونه تا تو آروم تو بغلش به خواب بري ...
عزيز دل دل برايت تنگ است ...دوستت دارم
زندگي اوج رسيدن به فرداي ست كه تو به آن نياز داري ...
دخترك قشنگم !
زندگي همان فرداي ست كه با تمام وجود براي تو خواهم ساخت.
فرداي تو بايد سرشار از عشق و شور و هيجان باشد . سرشار از لطف و مهرباني و دوست داشتن ..سرشار از انسانيت و انسان ماندن ..
براي رسيدن به اين فردا به زندگي كردن نياز داري و براي رسيدن به اين زندگي به يك يار و همراه فداكار ، به يك فرشته به نام مادر ...
و من به عنوان مادر حاضرم با تمام وجود ، تمام سختيها را به جان بخرم و تو را در اين راه ياري نمايم ...
آنچه آموخته ام از خوبيها و بديها ، دوستيها و دشمنيها ، از عشق و نفرت ...و خلاصه همه و همه را به تو ياد ميدهم ..
در تمام اين مسير هميشه و در همه حال همراه و مواظبت خواهم بود تا در چنگال انسانهاي گرگ صفت و طماع گرفتار نشوي ...نرنجي و كسي را نرنجاني و از همه مهمتر در زندگيت مغرور نشوي و مهرباني و گذشت را پيشه راهت سازي تا به مقصد رسي .
آرزويم همه اين است كه فردايي پر از عشق و اميد داشته باشي ...
عشق به پدر و مادري مهربان و فداكار كه حالا ديگر تو شده اي تكه اي از وجود آن دو و شايد تمام آن دو نفر ...
و اميد به اينكه روزي بزرگ شدن و قد كشيدن تو را ببينند و شكر گذار آن دو باشي ...
و اما در آخر وقتي كه من (مادر ) تمام اين درسها را به تو آموختم و مطمئن شدم كه يك به يك آنها را در زندگيت به كار گرفتي تو را رها مي سازم ، ولي اين را بدان كه در اين رها ساختن هيچوقت نميتوانم از اشكهايم براي تو بگذرم ... با تمام اين حرفها تو را رها ميسازم و اصلا نيازي نيست كه در رسيدن به اين فردا به من و عشق من به خودت بيانديشي اما تمام زندگيم ! اگر در اين را به بن بست رسيدي دوباره به سوي من باز گرد كه قلب مهربان من هميشه و در همه حال فقط و فقط براي تو مي تپد و آغوش گرمم فقط تو را مي طلبد ...
دوستت دارم و دلم سخت برايت تنگ است ...
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید، میگویند فردا شما مرا به زمین می فرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه میتوانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد:از میان بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام او در انتظارتوست و از تو نگهداری خواهد کرد.
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه اینجا در بهشت من هیچ کاری جز خندیدن وآواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند لبخند زد : فرشته تو برایت آواز خواهد خواندوهر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد وشاد خواهی بود.
کودک ادامه داد:من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمیدانم ؟
خداوند او را نوازش کرد وگفت:فرشته تو زیباترین و شیرینترین کلمه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی .
کودک با ناراحتی گفت:وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟
خداوند برای این سوال هم پاسخ داشت فرشته ات دست هایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید :شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند چه کسی از من محا فظت خواهد کرد ؟
فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .
کودک با نگرانی ادامه داد:اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود .
خداوند لبخند زد وگفت:فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت گر چه من همواره در کنار تو خواهم بود در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد .
کودک می دانست که باید بزودی سفرش را آغاز كند
او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:خدایا باید حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگوئید .
خداوند شانه او را نوازش کردو پاسخ داد:نام فرشته ات اهمیتی ندارد
براحتی می توانی او را مادر صدا کنی
از اولين زمزمه هاي ورود يك عضو جديد و نازنين به جمع خانواده يكي از مسايل مهمي كه توجه والدين رو به طرف خود جلب مي كند فراهم كردن لوازم مورد نياز و آماده كردن اتاقي براي نوزاد مي باشد. تخت، كمد ، قفسه ، مبل راحتي براي نشستن مادر و شير دادن؛ عمده وسايل مورد نياز اتاق نوزاد هستند كه با استفاده از طرح ها ي زيبا در پرده، چراغ خواب، سرويس منسوجات خواب ، ديوار، زير انداز كف و … كامل مي شوند.
در اينجا نمونه هايي متنوع براي فراهم كردن و آراستن اتاق نوزاد دختر و پسر را مشاهده مي كنيد كه بسته به بودجه ، امكانات وسليقه شما قابل اجرا هستند.






متخصصین کودکان معتقدند که اولین سال های زندگی کودک اولین سال های یادگیری است.شما برای تحریک کودک یا نوزاد نوپایتان نیازی به موزیک کلاسیک نوارهای زبان یا کارت های رنگی براق ندارید.بهترین وسیله یادگیری خود شما هستید.حرف بزنید. اواز بخوانید.کتاب بخوانید و با همدیگر بخندید.این همه ی ان چیزی است که بهتر است هر روز انجام دهید اما بعضی وقت ها فکر کردن به راه های جدید برای تشویق و تحریک کوچولویتان سخت است به خصوص بعد از یک بی خوابی شبانه برای ارام کردن گریه اش که این کار را سخت تر نیز می کند.اما 50 راه علمی و سرگرم کننده ی ما الهام بخش شما خواهد بود.
1-با او تماس چشمی داشته باشید.
2-پر حرفی نکنید.
3-تا حد امکان از شیر خودتان به او بدهید.
4-برای او زبان درازی کنید.
5-اجازه دهید خود را در ایینه ببیند.
6-شست پایش را قلقلک دهید.
7-تفاوت یا نا برابری خلق کنید.
8-او را نیز در انچه که می بینید سهیم کنید.
9-با لحن کودکانه با او حرف بزنید.
10-ترانه ای بخوانید.
11-زمان تعویض لباس فرصت مناسبی برای اموزش است.
12-برایش زمین بازی شوید.
13-با هم به خرید بروید.
14-عملکرد خیلی چیزها را به او نشان دهید.
15-او را شگفت زده کنید.
16-قاپیدن پارچه ها.
17-کتاب بخوانید.
18-با او دالی بازی کنید.
19-حس لامسه اش را تحریک کنید.
20-به او فرصت استراحت بدهید.
21-البوم خانوادگی بسازید.
22-اجازه دهید با غذایش بازی کند.
23-اسباب بازی هایش را جمع کنید.
24-تمرین بازی سه کارت نوعی بازی معروف مکزیکی(جستجوی اجسام)
25-یک میدان بازی شبیه تمرینات نظامی بسازید.
26-دنبال بازی کنید.
27-از رهبری اش پیروی کنید.
28-برایش شکلک در اورید.
29-کمک کنید تا بر تجاربش بیفزاید.
30-داستان های بلند تعریف کنید.
31-کتاب باغ وحش بسازید.
32-بعضی وقت ها اجازه دهید ریاست کند.
33-او را در مرکز توجه قرار دهید.
34-همه چیز را بشمرید.
35-زمانی که برایش داستان تعریف می کنید بهترین زمان یادگیری است.
36-تلویزیون را هنگام صحبت با او خاموش کنید.
37-چشم اندازش را تغییر دهید.
38-به او ابراز احساسات کردن را بیاموزید.
39-بازی حافظه با یک سری عکس ها.
40-در باران بازی کنید.
41-حشرات را شکار کنید.
42-با او شوخی کنید.
43-لباس بپوشید.
44-درباره ی حجم و اندازه ها با او حرف بزنید.
45-عینک رنگی بزنید.
46-در کارهایتان از او کمک بگیرید.
47-کتابخانه رفتن را برای او جالب کنید.
48-برای او نشانه هایی بگذارید.
49-اسباب بازی های قدیمی اش را از انبار در اورید.
50-درباره احساسات روزانه اش با او حرف بزنید.
برای تو نوشتم......
نامه ای زیبا از ویکتور هوگو
قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید .......
اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ........
برخی نادوست و برخی دوستدار ...........
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگی بدین گونه است ،
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی......
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا که زیاده به خود غره نشوی .
و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت ،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند ........
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند .....
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی ،
خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی......
و اگر رسیده ای ، به جوان ماندن اصرار نورزی ،
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...........
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک
سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد.....
چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....
به رایگان......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی ،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.....
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی :
" این مال من است " ،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان ، اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی ....
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی ،
که اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ...
اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد ،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ...
با سلام خدمت همه دوستان گلم ، مادران و همه اونایی که به این وب سر میزنند .
انگار پای ثانیه ها لنگ میشود وقتی دلی برای دلی تنگ میشود .
آه که چقدر این بیت شعر با معنی و مفهومه ، و واقعا که ثانیه ها بعضی اوقات کند پیش میرن
دخترک قشنگم سلام
خیلی وقته که مامان باهات حرف نزده ، یعنی تو دلش حرف میزده مثل همیشه اما وقت نوشتن نداشته ، اخه گل قشنگم مامان مسافرت بوده ، یه جایی رفته بوده که برا سلامتی و به دنیا اومدن تو دعا کنه که هر چه زودتر بیای ! گلم مامان رفته بوده خدمت همون کسی که سالها التماسش کردم و به جان رقیه۳ ساله اش و علی اصغرشش ماهه اش قسمش دادم که اگه روزی تو رو بهم بده برای تشکر وسپاس برم خدمتش ،پس از همینجا یه بار دیگه بهش میگم متشکرم ![]()
اره گلم مامان جونت کربلا بوده الان یه هفته ای میشه که از این سفر معنوی برگشتم و همچنان منتظر که بیایی .
میدونی عسلم ! هر چه به لحظه تولد و رسیدن به تو نزدیکتر میشم دلم بیشتر میگیره ، ترس اون لحظه که تو رو تو آغوش بگیرم و منو به عنوان مادر قبول کنی و تو آغوش گرم من آروم بگیری آخ که فکر اون لحظه داره دیوونم میکنه ...![]()
یه چیز دیگه هم هست گلم این آخرا خیلی برام سخت و طاقت فرسا شده و یه جورایی حس میکنم ساعت اصلا حرکت نمیکنه و روز و شب از پی هم نمیان و برن و لحظه دیدار نزدیک بشه .
اما راحتت کنم من که اینقدر صبر کردم باز هم صبر میکنم و همه چیو مسپارم دست خدا جونم . خودش درستش میکنه و مطمئنم تنهام نمیزاره تا اون لحظه ، تازه وروجک اینو بدون یکی دو ماهه دیگه که سهله اگه باشه تا آخر عمرم هم صبر میکنم که یه لحظه تو رو ببینم و ببوسمت بعد از این دنیا برم ...
آرام بگير فرزندم...
برايت
بقچه اي از
محبت هاي ديروز
کوله باري
از جنس
تسبيح هاي مادر بزرگ
...
وچند قطره
عرق پيشاني پدر بزرگ
کنار گذاشته ام.
به نام خالقم
میخواهم زیباترین آهنگ شهرم شوم ، زیرا شنیده ام مادران زیباترین آهنگ شهرند .
میخواهم پاکترین باشم ، زیرا شنیده ام مادران پاکترینند .
میخواهم بهشت را در دست بگیرم ، زیرا میگویند بهشت زیر پای مادران است .
به راستی مادر کیست ؟مگر نه اینکه مادر همان است که گیسوانش همچون گیسوان فرشته طلاییست و مادر همان است که زمزمه محبتش لالایی اوست .
پس ای خدای خوبم و خالق مهربانم ! با تمام وجودم وبا چشمانی پر از اشک وبا قلبی آکنده از درد و با دستی که همیشه به سوی درگاهت دراز است به تو پناه می آورم و میخواهم که نام قشنگ مادر را به این بنده خطا کارو حقیرت هدیه کنی و این نام را دریغم نفرمایی ...
آمین یا رب العالمین .


هم طپشِ هميشگيم فقط تويي تو مادرم
با تو حضورِ گريه رو از ياد اينه مي برم
تو مث يه ستاره اي تو شباي شعراي من
با تو ديگه ترانه هام قشنگيا رو رَج زدن
خاتون قصه هاي من! بانوي پک و بي بدل!
پيش کشِ يه ثانيهَتِه قربوني چن تا غزل
گذشته فصل رنگي بازياي عروسکيم
گم شده انگار بي صدا راهِ عزيزِ کودکيم
منو قايم کن، منو تو چارقد گلدارت بگير
مي ترسم از حضور اين آدم بزرگاي حقير
من که به جز تو مادرم هيچکي رو باور ندارم
با تو دارم از همة خوبيا سر در مي يارم
توي ترانه هاي من هميشه جا پاي تواِ
اين زمهرير زندگيم گرمِ نفس هاي تواِ
با تو دارم جون مي گيرم، خاتونِ باروني من!
ناجي نازنينِ اين هق هق ِ پنهوني من!
دست تو به سکوت من شعراي ناب و هديه کرد
آغوشِ اَمنِت با منه تو وحشتِ شباي سرد
ترجمة نگاهتن تک تک واژه هاي من
پُر شدن از نوازشات تموم لحظه هاي من
بي بي بخشندة من! فرشتة زمين نشين!
ببين هميشه کودکم تو دستاي تو نازنين
هميشه در کنارمي مث هوا، مث نفس
براي حسِ شاعريم لمسِ نفس هاي تو بس
با تو به پيرهنِ شبام ماه و ستاره مي زنم
تو تکيه گاه اَمنِ من! هميشه عاشقت منم















